سفارش تبلیغ
صبا

پادشاه خوبی ها

جمله ها و شعر های کوتاه یکشنبه 88/12/2 ساعت 3:52 عصر

سلام دوستان گلم

   امروز بعد از گذشت حدود 4 ماه اپیدم امیدوارم اینبار هم بر دیدگان من منت بزارین و با نظرات خوبتون دل این حقیر رو شاد کنین .

 

خدایا فاصله ات تا من ، خودت گفتی که کوتاهه از این جا که من ایستادم ، چه قدر تا آسمون راهه/من از تکرار بی زارم ، از این لبخند پژمرده از این احساس یاسی که تو رو از خاطرم برده


من تورو تا بی کرانها من تورو تا کهکشانها از زمین تا اسمانها دوست دارم میپرستم..من تورو همچون اهورا من تورو همچون مسیحا همچون عطر پاک گلها دوست دارم میپرستم

 

وای کسی که هیچگاه/ نیامدی به وعده گاه/ هنوز هم سه شنبه ها/ به وقت مرگ آفتاب/کنار نرده های باغ/من انتظار می کشم


مثل کبریت کشیدن در باد دیدنت دشوار است!/من که به معجزه عشق ایمان دارم /میکشم آخرین دانه کبریتم را در باد /هر چه باداباد


عشق یعنی دل سپردن در الست، از می مست الهی مست مست


عشق سبب جریان یافتن زندگی نمی شود، بلکه به این جریان ارزش می بخشد

 

دو عشق از هر احساسی زیباتر است ودو احساس از هر عشق زیباتر است. یکی میهن و دیگری مادر است . به خاک دل سرزمینم قسم که جز این دو اگر دم زنم نا کسم

 

قلم از نوشتن باز می ایستد از نوشتن حرف هایم .. و من چه ساده به انتظار می نشینم .. به امید شروعی دوباره برای ناگفته های دلم

 

خدایا! به من رفیقی بده که با من گریه کند. دوستی که با من بخندد را خودم پیدا خواهم کرد ! /*/خدا تنها معشوقی است که عاشقانی دارد که هیچ یک از بودن دیگری ناراضی نیست و هیچگاه یکی از آنها معشوقش را تنها برای خود نمی خواهد.*/*چهار چیز است که نمی‌توان آن‌ها را بازگرداند... سنگ ... پس از رها کردن! حرف ... پس از گفتن! موقعیت... پس از پایان یافتن! و زمان ... پس از گذشت


آهنگ خوش سه تار تقدیم تو باد ..... آرایش گلهای بهار تقدیم تو باد گویند که عشق هدیه پاک خداست ..... این هدیه هزار بار تقدیم تو باد

 

من فکر می کنم که کمی تغییر کرده ای و من هم همین کم را به تو میبخشم تا از قصه های افسانه ای خودت بیرون نیایی و به پروازت ادامه دهی


گاهی با تو بودن را دوست نداشته ام  اما همیشه از بی تو بودن رنج برده ام...
ای قصه ی زیبای زندگی مرا کنار خودت بنشان که همیشه خوب می نشانی آه های از دل برنیامده ام را.....


اگر برایت تفاوت داشته باشد از همین امروز برایت گل می آورم و تمام روزهایت را جشن می گیرم......اصلآ بخاطر هیچ هم که شده دوستت دارم بخاطر هیچ...


شاید یک روز بخاطر بیاوری که کسی اینجا در پشت آینه ی چشمهایت نفس میکشد و آنقدر آنجا سرد است که تمام نگاهت را کدر می کند....
می دانی دوستت دارم بخاطر.........
نه عزیزم .......میترسم روزی بیاید که مجبور شوم برای دوست داشتنت دلیل بیاورم


تمام قصه هایم را امشب برایت میخوانم حتی اگر به قدر یک پلک زدن هم حوصله نداشته باشی....یک لحظه تحمل میکنم نگاهت را و میدانم ممکن است زمان دیگر هیچوقت دلش به حالم نسوزد
هرچه ازین تبسم بی رمق و کمرنگ بگویم کم گفته ام و تو همیشه از من سؤال میکنی ولی یادت نداده اند جوابی که آنقدر خجالتی باشد که جواب نیست


دیگر ساقه های فرسوده ی این درخت آنقدر با این تبر صمیمی شده که  از تکه تکه شدن ترس ندارد و سوختن برایش هیچ عجیب و غریب نیست


من برای تو ...تو برای من....ما برای خوب شدن امروز کمی غصه خوردیم


خورشید با همه ی ادعایش وقت غروب چقدر کم می آورد


ای ماه بمان که دلم تب کرده از بی هوایی.... و این جشن را طول بده........
نه فرصت چانه زنیمان مانده نه راه نشستنمان......
دوست دارم همیشه تو را نفس بکشم ای اکسیژن خالص شبهای رها...
دلم در فضای نیایش شبهای تو زنده بودنش را به رخ برگهای خشک پاییز میکشد و چشمهایم خواب را نیامده پس میزنند.....
تمام ثانیه هایت بوی کرامت میدهد و تمام لحظه هایت سرشار از نسیم ارادت.....عشق
تو را نمیشود نگه داشت که میروی برای آمدنی دیگر و مرا نمیشود ....که میروم برای نیامدنی عمیق


 فرصت تکرارتان را همیشه هست و مرا فرصت اصرار محدود تر از فضای یک لحظه نفس کشیدن گل نسترن شاید نباشد


احساس من این است که لحظات بی تو بودن خسته تر از نفس های من راه می روند. وقتی تمام جمعه ها به بدرقه ی غروب نمی روند دیگر  به استقبال صبح رفتنشان هم چنگی به دل نمی زند ............
بیچاره ساعت من که گرفتار تکرار یک دور منجمد است و به تسلسل باطل شب و روز مهر تآیید میزند.
هیچ فکرش را نکرده بودم زندگی بدون تو بتواند اینهمه با من کنار بیاید .....
اگر تمام لحظه ها را از دریچه ی نگاه تو می دیدم تقدیر در مقابل چشمهایم کم می آورد .
دریا درمیان دستهای تو گم میشود حتی اگر این اشک را هم به کف نگیری...
من فکر میکنم با تو بودن من به هیچ جای این عالم بر نمیخورد

 

کنار چشم های تو من اشیانه میکنم
فضای اشیانه را پر از ترانه میکنم
کسی سوال میکند به خاطر چه زنده ای
و من برای زندگی تو را بهانه میکنم...


میتوان گفت چه سخت

یا چه سنگین و سیاه

یا که افسوس و صد اه

میتوان در پی رفتن ان یار عزیز

صبح هر روز به اندازه ی صد سال گریست


اینجا برای از تو نوشتن هوا کم است
دنیا برای از تو نوشتن مرا کم است

اکسیر نه اینکه مرا شعر تازه نیست
من از تو مینویسم این کیمیا کم است

سرشارم از خیال ولی کفاف نیست
در شعله حقیقت یک ماجرا کم است.

گاهی تو را کنار خود احساس میکنم
اما چقدر دل خوشی خواب ها کم است..
تا این غزل شبیه غزل های من شود
چیزی شبیه عطر حضور شما کم است

خونه هر آن غزل نگفتم به پای توست
اما هنوز آمدنت را بها کم است


یادمان باشد اگر شاخه گلی را چیدیم وقت پرپر شدنش سوز و نوایی نکنیم پر پروانه شکستن هنر انسان نیست گر شکستیم ز غفلت،من و مایی نکنیم یادمان باشد سر سجاده عشق جز برای دل محبوب دعایی نکنیم یادمان باشد اگر خاطرمان تنها شد طلب عشق ز هر بی سرو پایی نکنیم

 

خدایا قفس داران سکوتم را شکستند دل دائم صبورم را شکستند به جرم پا به پای عشق رفتن پروبال عبورم را شکستند مرا از خلوتم بیرون کشیدند چه بی پروا حضورم راشکستند تمنا در نگاهم موج می زد ولی رویای دورم را شکستند

 

ما که رفتیم ولی یادت باشه دیوونه بودیم

واسه تو یه عمر اسیر تو کنجه این خونه بودیم

ما که رفتیم ولی این رسمه وفداری نبود

قصه ی چشمای تو واسه ما تکراری نبود

ما که رفتیم حالا تو میمونی و عشقه جدید

میدونم چند روز دیگه میشنوم جدا شدید

ما که رفتیم ولی مزده دستای ما این نبود

دله ما لایقه اینکه بندازیش زمین نبود

ما که رفتیم ولی کن قدرتو دونسته بودیم

بیشترم خواسته بودیم ولی نتونسته بودیم

ما که رفتیم ولی دل ندادیم به عشقه کاغذی

لااقل میومدی پیشم واسه خداحافظی

 

                    خدا نگهدار. داداش محمد


نوشته شده توسط: داداش محمد


خانه
مدیریت
پست الکترونیک
شناسنامه
 RSS 

:: کل بازدیدها ::
33809


:: بازدیدهای امروز ::
6


:: بازدیدهای دیروز ::
7



:: درباره من ::

پادشاه خوبی ها

:: لینک به وبلاگ ::

پادشاه خوبی ها


:: فهرست موضوعی یادداشت ها::

عشق[2] .



::( دوستان من لینک) ::

حامیان گفتمان امام و انقلاب
عاشق آسمونی
BABI 1992
.: شهر عشق :.
پر پرواز
بندیر
نور
PARANDEYE 3 PA
گروه اینترنتی جرقه داتکو
خط سوم
*×*..اگه باحالی بیا تو..*×*
وحیده
صل الله علی الباکین علی الحسین
آرامش جاویدان در پرتو آموزه های اسلام
مذهب عشق
دکتر علی حاجی ستوده
قلب خـــــــــــــــــــــــــــاکی
فانوسهای خاموش
سایه ی همیشگی من
سر زمین عجایب
هوای بارانی
زندگی برای لحظه حال
زنده دلان بیدار
دنیای واقعی
● باد صبا ●
نیار یعنی آرزو
حدیث نفس
عشق الهی
علمی
گر از نگاه مست تو عکس فتد به جام ما...

:: لوگوی دوستان من ::









































:: خبرنامه ::

 

:: وضعیت من در یاهو::

یــــاهـو